علیاشرف فتحی :اگر بخواهیم از نگاهی برون دینی درباره جایگاه امام جعفر صادق(ع) سخن بگوییم، بیهیچ تردیدی باید ایشان را شخصیتی درخشان و هوشمند بدانیم كه توانست اقلیت كم قدرتی را در برابر سیستم خودكامه بنیامیه و بنیعباس حفظ كرده و جاودانه كند. آنچه كه امروز به عنوان میراث حدیثی شیعه در دست داریم، بیش از همه مدیون تلاش فرهنگی امام ششم است كه سبب شده از همان دوران به «شیعه جعفری» شناخته شویم. پیشوای ششم شیعه از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار بود كه او را محبوب همه مسلمانان عصر خود قرار داده بود.
در جامعهای كه هنوز علایق قبیلهای خود را حفظ كرده بود و نیز اكثریت مسلمانان را اهل سنت تشكیل میدادند، رهبری شیعه در اختیار كسی قرار گرفت كه مادر بزرگوارش از نوادگان خلیفه اول مسلمانان بود و از همین رو پیشاپیش، همه مسلمانان نگاه مثبتی به ایشان داشتند.(1) تلاشهای علمیو فرهنگی امام محمد باقر(ع) نیز زمینه خوبی برای نهضت بزرگ فرهنگی فرزند بزرگوارش پدید آورده بود. امام صادق در زمانه حساس و حائز اهمیتی میزیست و با هوشمندی و تدبیر توانست فرصتها را به یك عامل مهم برای ماندگاری شیعه تبدیل كند.
اگرچه برخی از نویسندگان معاصر همچون احمد كسروی با نگاه وارونه و دید منفی به تلاشهای فرهنگی امام ششم نگریسته و آن را در راستای سكوت در برابر حكام وقت دانستهاند(2) ولی اندك نگاه منصفانه و غیرمغرضانه كافی است كه به اهمیت استراتژی زیركانه و خردمندانه پیشوای بزرگ شیعه پی ببریم. همین كه امام صادق در دوران حیاتش از سوی همه فرهیختگان و اندیشمندان جهان اسلام ستایش شده و به دانش و فضیلت مشهور بودند، میتواند قرینه خوبی بر عمق نفوذ و موفقیت تاكتیكهای ایشان باشد.
امامت ایشان از دوره اوج اقتدار و استبداد امویان آغاز شده و با تضعیف آنان و سرانجام سقوط بنیامیه به برپایی خلافت دیرپای عباسی منتهی شد. از همین رو امام صادق دورههای مختلفی را پشت سر گذاشت و فرصتهای طلایی و درخشانی را به دست آورد. بدون شك اگر ذكاوت، دوراندیشی و خردگرایی ایشان نبود، شیعه نیز اسیر جو زمانه میشد و با افراط در مبارزه مسلحانه و سیاسی باقی مانده توان و نیروی خود را میباخت.
در آن روزگار پر آشوب كه بنیامیه در سراشیبی سقوط قرار گرفته بود، همگان از امام صادق كه مورد احترام قاطبه مسلمین بود و جایگاه رفیع علمیو معنوی داشت، انتظار داشتند كه رهبری مبارزه مسلحانه را برعهده بگیرد و كار را یكسره كند. (3) نفوذ كاریزماتیك ایشان تاحدی بود كه شورشیان هوادار بنیعباس و ابومسلم سعی فراوانی داشتند كه از آن بهره برداری كنند. (4)
درباره موضع سیاسی امام صادق، روایات متفاوتی ذكر شده است. برخی از آنها حاكی از دید مثبت امام به مبارزات مسلحانه شیعیان پرشوری چون زید بن علی (ع) است(5) و برخی نیز بیانگر مخالفت قاطع امام با هرگونه مبارزه نظامیشیعه و نیز منع از همكاری شیعیان با گروههای شورشی است. (6) ولی آنچه كه در عمل دیده شد، كناره گیری قطعی ایشان از هرگونه اقدام نظامییا مخالفت علنی سیاسی با حاكمان وقت بود.
تا جایی كه نویسنده سنی مذهبی چون شهرستانی در ملل و نحل خود، ضمن بیان فضایل بینظیر علمی و عملی امام صادق، موضع سیاسی ایشان را اینگونه وصف و تحسین میكند كه «ما تعرض للأمامة قطّ» (هرگز درصدد كسب قدرت برنیامد.) (7) در منابع شیعی نیز اخبار متعددی گزارش شده كه ایشان تأكید میكرد كه مثلاً اگر 17 پیرو واقعی داشتند، حتماً قیام میكردند. (8)
امتناع عمدی و پیاپی امام صادق از مشاركت در شورشهای مسلحانه سبب شد كه نیروهای پر شور
مخالف حكومت، جذب قیامهای مسلحانه ساداتی چون زید و نفسزكیه شوند. زید از سوی سادات حسینی و نفسزكیه از نسل سادات حسنی توانستند شیعیان جنگجوی فراوانی را گرد آورند و سرانجام نیز به مرگ دردناك و مظلومانهای شكست خورده و ناكام شدند. سرنوشت همه شورشهای نظامیهمانگونه كه امام صادق با هوشمندی و دوراندیشی خود پیش بینی كرده بودند، چیزی جز شكست تلخ و افزایش فشار بر باقی شیعیان نبود. (9)
نكته مهمیكه در استراتژی امام صادق پیداست، تلاش بیشائبه و جدی ایشان برای زدوده شدن پدیده «قهرمان سازی» و «منجی گرایی» از شیعیان آن قرن بود. ایشان قاطعانه ظهور منجی موعود خاندان پیامبر را در زمانه خود رد میكرد و تأكید مینمود كه «قائم آل محمد» نیست.(10) این تلاشها به حدی بود كه برای نسلهای بعدی شیعه نیز هرگونه تلاشی برای كسب قدرت، امری ناپسند و دخالت در كار مهدی موعود قلمداد شده است.
این ابهام اكنون نیز برای برخی صاحب نظران دینی مطرح است كه آیا تشكیل حكومت اسلامیدر زمان غیبت جایز است؟ ریشه این پرسش جنجال برانگیز به تحولات عصر امام صادق برمیگردد. امام ششم شیعه موفق شد كه ذهن شیعه را نسبت به عدم امكان دستیابی قریب الوقوع به قدرت روشن و آنها را با واقعیت جاری جامعه آشنا كند.
این سیاست امام صادق از سویی توانست از حساسیت فوق العاده حكام وقت نسبت به خطرناك بودن شیعه بكاهد و از سوی دیگر این فرصت را در اختیار امام و نزدیكانش قرار دهد كه با بهرهگیری از كاهش نسبی بدبینی حاكمان به فعالیتهای شیعه و نیز استفاده هوشیارانه از فرصت جدال امویان و عباسیان به تعمیق باورهای اعتقادی و فرهنگی شیعیان اقدام كنند.
سالهای ستیز امویان با شورشیان عباسی، به دوران شكوفایی بینظیر فكری شیعه تبدیل شد و حیات ابدی این اقلیت كم شمار را تضمین كرد. تا آن زمان هرگز چنین فرصتی نصیب پیشوایان شیعه نشده بود. دهههای نخست اسلام نیز به جدالهای طایفهای و عقیدتی سپری شد و سطح فرهنگی و علمیتودههای مسلمان نیز در حدی نبود كه بتواند تحمل رشد عمیق علمیرا داشته باشد. با روی كار آمدن بنیامیه نیز تمام روزنههای امید شیعه یكی پس از دیگری بسته شد.
حتی با وجود آنكه امام سجاد (ع) به دلیل رسوایی بزرگی كه یزید در كربلا آفرید، تا حدود زیادی مورد احترام ظاهری حكام وقت قرار داشت، اما فشارهای سیاسی به حدی بود كه ایشان «تاكتیك دعا» را برای آموزش غیرمستقیم فكری و علمی شیعیان برگزید. اما دوران زوال بنی امیه به تدریج فرا رسید و امام باقر(ع) به عنوان آخرین بازمانده فاجعه عاشورا شاهد گشایش تدریجی فضای سیاسی بود. از همین رو نخستین جرقههای حركت علمیشیعه از زمان ایشان زده شد و با تلاش و مجاهدت امام صادق به اوج رسید.
جنبش علمیامام ششم مرزهای شیعه را درنوردیده و به مذاهب گوناگون اسلامیرسیده بود. برخی از سران و ائمه مذاهب بزرگ اهل سنت از دانش آموختگان مكتب علمیایشان بودهاند. بردباری و روحیه حقیقتجویانه و علمیامام به حدی بود كه اندیشمندان دین ستیزی چون ابن ابی العوجاء را به تحسین وامیداشت.(11) كار به جایی رسیده بود كه گروههای جدیدی از غالیان پیدا شدند كه به بزرگ نمایی جایگاه امام صادق میپرداختند و ایشان را تا مرز الوهیت بالا میبردند.(12) در همین دوره بود كه فرقه مشهور خطابیه هویدا شد و پیروانی برای خود دست و پا كرد.
امام صادق كه خطر حركتهای غالیان را به خوبی دریافته بودند، به مبارزه جدی برخاستند و هرگونه ارتباط خود با غلوكنندگان را نفی كردند. (13) در همان دوره نیز غالیان موفق به ایجاد شكاف جدی شده و ضربات جبران ناپذیری بر فرهنگ شیعه وارد كردند. به حدی كه ابوحنیفه از ائمه اهل سنت به پیروانش دستور داد كه به سبب وجود غلو، حدیث معتبر غدیر را نقل نكنند. (14) اما بیتردید نمیتوان منكر شد كه اگر تلاش عظیم فرهنگی امام صادق نبود، غلات به راحتی میتوانستند اساس شیعه را منحرف كنند و بهانه خوبی به دست اكثریت بدهند تا به راحتی شیعیان را قلع و قمع كنند.
امام صادق حتی آن گروه از شاگردان خود را مشی اعتدالی و مرزبندی بیشتری با غلات داشتند، بیشتر تأیید میكردند. نمونه بارز این دسته از شاگردان، عبدالله بن ابی یعفور بود كه ستایشهای كم نظیری درباره وی از قول امام صادق به ما رسیده است. (15) این صحابی نامدار امام صادق نفوذ مردمیفراوانی داشت (16) و بعدها نیز گروهی شیعی به نام یعفوریه پیدا شدند كه به پیروی از وی در جهت اعتدال و میانه روی گام برداشتند. (17)
اما به جز ابن ابی یعفور، شاگردان برجسته دیگری نیز در مكتب امام صادق پرورش یافتند كه میتوان هر یك از آنها را از دانشمندان برجسته اسلامیشمرد. زمانهای كه امام صادق در آن میزیست، بستر بسیار مناسبی برای رشد فرهنگی و علمیپدید آورده بود و معلوم هم نبود كه پس از آن فرصت چنین مناسبی باز هم پیدا شود. در عمل هم چنین شد و فرصت طلایی عصر امام صادق هیچ گاه تكرار نشد. بنی عباس با وجود آنكه از بستگان نزدیك خاندان علی(ع) بودند، بیش از بنیامیه كه دشمنان تاریخی بنیهاشم بودند، بر آنان سخت گرفتند.
حتی كسی جرأت نمیكرد به خواستگاری دختران امام كاظم (ع) برود و حضرت فاطمه معصومه مجرد از دنیا رحلت كرد. امام جواد(ع) نیز در سن جوانی به شهادت رسید و دو امام دهم و یازدهم هم در منطقه نظامیسامرا تحت نظر قرار گرفتند. پس بیجهت نبود كه امام صادق زمانه خود را غنیمت بشمرد و به حمایتهای ادعایی دلخوش نكند. ایشان به خوبی میدانست كه در صورت همراهی با مبارزات مسلحانه عاید چندانی نصیب پیروانش نخواهد كرد.
از سوی دیگر در آن روزگار پر بلوا كه افكار و عقاید گوناگون از شرق و غرب به جامعه اسلامیهجوم آورده بود، بهترین راه حفظ شیعه، شدت بخشیدن به كار فرهنگی است. او از اشتغال ظالمین به ظالمین سود جست و در سالهایی كه فرزندان ابوسفیان و مروان با فرزندان عباس در ستیز بودند، به باز تولید نظریات اعتقادی شیعه پرداخت و نگذاشت كه پیروانش در برابر سیل آرا و عقاید رنگارنگ فقهی، فلسفی و كلامیدست خالی بمانند.
تلاش این شخصیت بزرگ تاریخ اسلام كه عارف و شاعر سنی مذهبی چون عطار نیشابوری او را «مقتدای مطلق» و «شیخ همه الاهیان» مینامید، (18) در قرنهای بعدی ثمر داد و مانع از تشتت بیشتر شیعه و اضمحلال آن شد. شیعه كه در آن زمان به شدت متشتت شده و به فرقههای گوناگون تقسیم شده بود، سالها بعد به یكپارچگی نسبی رسید و پیروان امام صادق كه به «شیعه جعفری» مشهور شدهاند، (19) اكنون اكثریت شیعه را تشكیل دادهاند. این در حالی است كه در همان زمان به دلیل عدم همراهی امام صادق با مبارزات مسلحانه شیعیان، برخی تندروهای شیعه نیز ایشان را مورد آزار قرار میدادند. (20)
شاگردان نامداری چون هشام بن حكم، جابر بن حیان، ابان بن تغلب، عبدالله بن ابی یعفور، معلی بن خنیس، ابوحمزه ثمالی، زرارة بن اعین شیبانی، صفوان بن مهران جمّال اسدی، فضیل بن یسار، ابوبصیر مرادی، یونس بن ظبیان كوفی و دهها شخصیت بزرگ و راوی معتبر كه دستاورد سالها تلاش علمیبی نظیر امام صادق بودند و سخن گفتن از هر یك مجال وسیع تری میطلبد. شمار شاگردان جعفر بن محمد صادق(ع) را تا چهار هزار تن ذكر كردهاند.
اگرچه به گفته مرحوم علامه دكتر سید جعفر شهیدی، مقصود از این چهار هزار نفر كسانی هستند كه به تدریج و جداگانه از امام روایت شنیده و دانش اندوختهاند؛ نه اینكه این چهار هزار تن همه روزه در محضر او حاضر بودهاند. (21) حتی اگر این تعداد را اغراقآمیز بدانیم، حداقل میتوان آن را نشانهای از رونق جلسات علمیآن حضرت و استقبال گسترده مسلمانان از محضر ایشان دانست. شاید در تاریخ اسلام هم نتوان مورد مشابهی یافت كه تا این اندازه تأثیرگذار و پرافتخار باشد.
از همین رو بود كه با استقرار و ثبات حكومت عباسی، منصور دوانیقی خلیفه دوم این سلسله تصمیم به برخورد جدی با پسر عمش امام صادق گرفت و پس از تضییقات فراوان، قصد جان او را كرد. اگرچه در بسیاری از منابع شیعه وسنی اشارهای به شهادت امام صادق نشده است،(22) اما مرحوم شهیدی معتقد است كه به احتمال زیاد منصور عباسی اقدام به مسموم كردن پیشوای بزرگ شیعه كرده و ایشان را از سر راه برداشته است. (23)
امام صادق (ع) ثابت كرد كه تنها راه مبارزه با ظلم، مبارزه مسلحانه و كسب قدرت سیاسی نیست. مهمتر از همه اینها اصلاح فرهنگ عمومیو اغنای علمیجامعه است كه اثر ماندگارتر و پایدارتری دارد.
این پیشوای پارسا و دانا در اواخر قرن اول هجری زاده شد و در میانه قرن دوم در 65 سالگی چشم از جهان فرو بست.
بیش از دیگر ائمه شیعه زیست و بیش از همه آنها نیز اجازه سخن گفتن یافت. تجربه ماندگار وی باعث هراس زمامداران شد و پس از او هیچ امامیاجازه چنین اقداماتی نیافت. بنیعباس كه با شعارهای شیعه پسند روی كار آمده بود، سهمگینترین ضربات را به شیعه وارد كرد و همین میتواند نشانه هوشمندی سیاسی امام صادق باشد كه نه خود حاضر به تأیید شورش عباسیان شد و نه شیعیان را مجاز به تایید آنها دانست.
پینوشتها:
1- كافی 8 : 331
2- كسروی در شیعهگری.
3- كافی 1 : 307، مناقب ابن شهرآشوب 3 : 362
4- ملل و نحل شهرستانی 1 : 179
5- رجال نجاشی، ص 130
6- تاریخ طبری 7 : 603، عیون اخبار الرضا 1 : 310
7- ملل و نحل شهرستانی 1 : 272
8- كافی 2 : 242
9- غیبت شیخ طوسی، ص 263
10- همان
11- منتهی الآمال 2 : 125
12- فرق الشیعه، صص57 و 59، المقالات و الفرق، صص 51 -55
13- مستدرك الوسائل 12 : 315
14- أمالی شیخ مفید، ص27
15- رجال كشی،ص247 و 249، مناقب ابن شهر آشوب 3: 354
16- مدرسی طباطبایی، مكتب در فرایند تكامل، صص 76 و 77
17- فرق الشیعه، ص65
18- دكتر محمد استعلامی، گزیده تذكرة الاولیاء، ص12
19- كافی 2 :77، قرب الاسناد، ص 276
20- كافی 1 : 363، غیبت شیخ طوسی، ص 119
21- سید جعفر شهیدی، زندگانی امام صادق(ع)، ص65
22- همان، ص85
23- همان
مشخصات امام جعفر صادق(ع)
نام: جعفر
القاب: صادق- مصدق - محقق - كاشفالحقایق - فاضل - طاهر - قائم - منجی - صابر
كنیه: ابوعبدالله - ابواسماعیل - ابوموسی
پدر: امام محمد باقر(ع)
مادر: فاطمه (ام فروه ) دختر قاسم بن محمد بن ابی بكر
روز تولد: 17 ربیع الاول 83 هجری قمری
محل تولد: مدینه
طول عمر: 65 سال
مدت امامت: 34 سال
روز شهادت: 25 شوال 148 هجری قمری
قاتل: منصور دوانیقی بوسیله زهر
محل دفن: قبرستان بقیع
همسران مشهور: حمیده دختر صاعد مغربی - فاطمه دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب
فرزندان پسر: موسی (ع)- اسماعیل - عبدالله - افطح - اسحاق - محمد - عباس - علی
فرزندان دختر: ام فروه - فاطمه - اسما
اسماعیل، عبدالله وام فروه مادرشان فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین(نوه امام سجاد ) است. امام موسی كاظم(ع)، اسحاق و محمد مادرشان حمیده خاتون است و عباس، علی، اسماء و فاطمه، هر یك از مادری به دنیا آمدهاند.
اصحاب: ابان بن تغلب - اسحاق بن عمار- برید - صفوان بن مهران - ابوحمزه ثمالی – حریر بن عبدالله سجستانی زراره بن اعین شیبانی - عبدالله بن ابی یعفور-عمران بن عبدالله اشعری قمی.