گفت‌و‌گو با دكتر مسعود نیلی

كسری بودجه نفتی

 

محسن یعقوبی :دكتر مسعود نیلی درسال 85 طی مطالعه‌ای با در نظر گرفتن دو سناریوی خوش‌بینانه و بدبینانه در مورد ارقام هرینه‌ای و درآمدی دولت وجود كسری بودجه را در سالهای 89 تا 90 پیش‌بینی كرده بود. در حال حاضر با توجه به كاهش قیمت نفت احتمال تشدید شرایط كسری بودجه در اقتصاد ایران را در گفت‌وگوی ذیل با ایشان مطرح كردیم. 

اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته بارها با عدم توازن در هزینه‌ها و درآمدها در سند مالی خود روبرو بوده است شما وجود این آسیب‌پذیری در بودجه را ناشی از بی تدبیری در تهیه این سند می‌دانید یا شرایط بیرونی را تاثیر گذار ارزیابی می‌كنید؟

دولت در تهیه سند مالی خود طی این سالها هیچ وقت وجود شرایط عدم‌اصمینان در قیمت نفت را در نظرنگرفته است این ‌مساله‌ای است كه ما درگذشته همواره نسبت به آن هشدار می‌دادیم و با تاسیس حساب ذخیره ارزی نیز این بحث را پیش گرفتیم، در سال گذشته نیز دولت برای تهیه بودجه‌های سالانه خود پیش فرض خطرناكی را در نظر گرفت یعنی فكر می‌كردند قیمت نفت همیشه بالا است و قیمت‌های بالای 100 دلار تداوم خواهد داشت در نتیجه آسیب‌پذیری بودجه افزایش پیدا كرد البته این یك اشتباه تاریخی در اقتصاد ایران به حساب می‌آید زیرا همین طرز فكر به طور معكوس هم 10 سال پیش مطرح بود كه با كاهش قیمت نفت فكر می‌كردند كه دوره نفت گران تمام شده و قیمت‌های بالای 10 دلار را دیگر نخواهیم داشت.

 

در شرایط كنونی نیز با توجه به اینكه طی سه سال گذشته ارقام بودجه رشد بسیار بالایی را تجربه كرده است و بخش اصلی ارقام درآمدی نیز از طریق درآمدهای نفتی تامین شده در نتیجه ما امروز با بودجه‌ای عمیقا وابسته‌تر به نفت نسبت به سالهای گذشته مواجه هستیم به طوری‌كه اگر رقم 940 هزار میلیارد ریال بودجه را درنظر بگیریم با كسر رقم یارانه انرژی كه 120 هزار میلیارد ریال است به رقم حدود 820 هزار میلیارد ریال می‌رسیم كه از این رقم حدود 200 هزار میلیارد ریال آن شامل مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم است كه مجددا مالیات‌های غیرمستقیم به دلیل وجود تعرفه‌ها و گمركات به نوعی از قیمت نفت تاثیرپذیر در نتیجه بودجه شدیدا به نفت وابسته شده است و ارقام بودجه نیز منعكس‌كننده تعهدات تثبیت شده هر دولتی است كه درآینده سر كار می‌آید یعنی آنچه به عنوان هزینه در بودجه منظور شده است با توجه به افزایش نرخ رشد جمعیت و نرخ تورم چاره‌ای جز افزایش در آینده ندارد. در نتیجه این آسیب‌پذیری تداوم پیدا می‌كند.
‌با توجه به افزایش وابستگی شدید بودجه به نفت در سال‌های گذشته و شرایط نامساعد قیمت‌های جهانی نفت روند احتمالی كسری بودجه در اقتصاد ایران را چطور می‌بینید؟
برای پیش‌بینی شرایط آتی باید بازار آینده قیمت نفت را درنطر بگیریم. در حال حاضر قیمت نفت در حد موجود قابل مدیریت كردن است اما اگر بحران مالی امریكا تبدیل به ركود اقتصادی شود كه احتمال زیادی دارد در نتیجه ما شاهد ركود بیشتر كشورهای صنعتی نیز خواهیم بود در این شرایط پیش‌بینی رشد اقتصادی سال 2009 برای آمریكا و كشورهای اروپایی تقریبا رقم اندك 2/0و 4/0درصد است و چون اقتصاد آمریكا یك پنجم اقتصاد دنیا است و به همراه اقتصاد اروپا 40 درصد اقتصاد دنیا را شامل می‌شود، اگر وارد ركود شوند احتمال اینكه قیمت نفت كاهش قابل توجه داشته باشد یعنی به ارقامی‌ حتی كمتر از 50 دلارنیز برسد وجود دارد و ما در این صورت در سال آینده مشكل جدی كسری بودجه را خواهیم داشت.

 

اگر بخواهیم تصویری از آینده داشته باشیم به نظر من با توجه به اینكه سیاستمدار همیشه باید طرف احتیاط رابگیرد یعنی برای مواجه با بدترین حالت محتمل راهكار داشته باشد، باید گفت اگر فرض كنیم قیمت نفت در سال آینده حدود 50 دلار باشد و دلار نیز با نرخ ارز 900 تا 1000 تبدیل به ریال برای دولت شود با كمتر از 5/2میلیون بشكه صادرات نفت در روز به درآمد سالیانه بین 410 تا 450 هزار میلیارد ریال می‌رسیم كه این رقم در برابر بودجه یك میلیون 100 هزار میلیارد ریالی به همراه مالیات‌ها و سایر منابع یك كسری قابل توجه و نگران‌كننده‌ای خواهیم داشت كه البته با مشكلات دیگر مثل كمبود انرژی و مسایل بین‌المللی فضا را برای اقتصاد كشور بدتر خواهد كرد. 

‌ اما شما دو سال گذشته پیش‌بینی كرده بودید كه اقتصاد ایران در سال 89 تا 90 حتی با نفت 100 دلاری نیز دچار كسری بودجه بسیار بالایی خواهد شد. برای تحقق این كسری بودجه در اقتصاد چه مولفه‌هایی را و در چه شرایطی مورد بررسی قرار داده بودید؟
ما در این مطالعه برای اینكه نشان بدهیم در صورت عدم وجود اصلاحات اساسی در سیستم مالی دولت در آینده با مشكل مواجه خواهیم شد دو سناریو خوش‌بینانه و بدبینانه برای كسری بودجه را در نظر گرفتیم. در سناریو خوش‌بینانه مبنای نرخ رشد هزینه‌های دولت را به طور غیر واقعی كمترین رقم در 10 سال گذشته قرار دادیم و نرخ رشد درآمدهای مالیاتی را نیز بیشترین رقم 10 سال گذشته مبنا گذاشتیم كه در این سناریو باز هم دولت دچار كسری بودجه زیادی می‌شد زیرا در طرف هزینه‌ها بودجه دولت خیلی گسترش پیدا كرده بود و تعهداتی بسیار زیادی را برای خود باقی گذاشته بود مثلا مقطعی در سال‌های گذشته به دلیل شوك جمعیتی دهه 60 به ناچار هزینه‌های آموزش و بهداشت خیلی توسعه داشت و این توسعه تثبیت شد زیرا استخدام‌های رسمی‌دولت افزایش پیدا كرد و از طرف دیگر آموزش عالی نیز بزرگ شد و بخش‌های تامین امنیت و دفاعی كشور نیز با افزایش حجم روبرو شدند و البته با افزایش قیمت نفت دولت نیز تعهدات خود را گسترش داد و نتیجه این شد كه اتفاقی شبیه به اتفاق سال 53 و 54 در اقتصاد ایران رخ داد یعنی با افزایش قیمت نفت هزینه‌های دولت به یكباره افزایش یافت. البته مشكل اصلی اینجاست كه این افزایش بیشتر صرف امور جاری یا كوتاه مدت سرمایه‌ای شده است و ظرفیتی كه در سالهای آینده می‌خواهد وارد اقتصاد شود تا این افزایش قابل توجه تقاضا را جبران كند در طرف دیگر اقتصاد وجود ندارد.

با توجه كسری بودجه قطعی در اقتصاد ایران، شما تاثیرات این عدم‌توازن در سند مالی دولت را در شرایطی كه حساب ذخیره ارزی نیز در شرایط مناسبی قرار ندارد چطور می‌بینید؟

این مساله از دو طرف به بودجه فشار می‌آورد ابتدا اینكه با افزایش نرخ تورم ارقام بودجه در طرف هزینه‌ها متناسب با این نرخ باید افزایش یابد یعنی در بخش حقوق و دستمزد وهمچنین در بخش تامین مواد و مصالح وخریدهای دولت با افزایش هزینه مواجه می‌شویم ضمن اینكه از طرف دیگر هم درآمدهای دولت در فشار قرار می‌گیرد و باعث می‌شود كه موجودی حساب ذخیره ارزی هم كه الان ارقام دقیق آن اعلام نمی‌شود به سمت كاهش میل كند البته برآورد شخصی من این است كه این حساب الان رقم قابل توجهی نداشته باشد زیرا طی سالهای گذشته سازمان مناسب اداره این حساب شكل نگرفته است پس موجودی قابل توجهی هم نباید داشته باشد ضمن اینكه این حساب نباید با ذخایر ارزی بانك مركزی اشتباه شود زیرا ذخایر ارزی بانك مركزی در حال حاضر به صورت ریال تبدیل به نقدینگی در اقتصاد شده است یعنی دولت ارز را به بانك مركزی فروخته و ریال گرفته است پس این ذخایر كمكی به بودجه نمی‌كند بلكه حساب ذخیره ارزی است كه می‌تواند در این شرایط به بودجه كمك كند كه این حساب هم الان رقم قابل توجهی نباید داشته باشد با این فرض اگر سیاست دولت در سال آینده حفط و تثبیت نرخ ارز باشد آن وقت بودجه دولت با هزینه‌های بسیار زیاد در سال آینده مواجه می‌شود كه مسلما كمتر از یك میلیون و 100 هزارمیلیارد ریال نخواهد بود این در حالی است كه ما درآمدهایی به مراتب كمتر خواهیم داشت و در نتیجه شرایط نگران كننده‌ای حاكم خواهد شد. 

با توجه به اینكه در اقتصاد ایران همواره تورم به دنبال كسری بودجه روند افزایشی گرفته است شرایط تورم در نیمه دوم امسال را باوجود نوسانات آن در پایان شش ماهه اول چطور ارزیابی می‌كنید؟

نرخ تورم نقطه به نطقه در شهریور ماه امسال نزدیك به 30 درصد است وقتی اجزای این نرخ را بررسی كنیم می‌بینیم تورم مواد غذایی نزدیك به 40 درصد و مسكن 37 است و از طرف دیگر یكسری قیمت‌هایی كه سهم كمتری در سبد مصرف خانوارهای دهك پایین درآمدی دارند مانند سوخت، هزینه تفریحات و فراغت و.... رقم رشد كمتری دارد و در كل میانگین شاخص به حدود 30درصد رسیده است یعنی در سبد مصرف خانواده‌هایی كه درآمد كمتری دارند افزایش قیمت‌ها بیشتر به چشم می‌خورد در نتیجه این بخش از جامعه با فشار بیشتری مواجه می‌شوند در ضمن وقتی تورم نقطه به نقطه رابا تورم امسال مقایسه كنیم می‌بینیم كه نرخ نقطه به نقطه بالاتر است و این مسئله به معنای حركت فزاینده تورم در آینده خواهد بود در نتیجه اگر دولت در زمینه سیاستهای پولی ضعیف عمل كند و فشار به بانك مركزی برای اعطای تسهیلات بیشتر شود ضمن شتاب بیشتر رشد نقدینگی و تورم بستری بسیار نامناسبی برای سال آینده كه قرار است ما كسری بودجه بیشتری داشته باشیم فراهم می‌كند. 

تحلیل شما از دلایل كاهش قیمت نفت و پیش‌بینی رونده آینده این بازار چیست؟

طی سالهای گذشته تا سال 2006 اوج رشد اقتصاد جهان و به خصوص كشورهای صنعتی بوده و سایر كشورهای در حال توسعه مانند چین و هند هم بار شد بالایی مواجه شدند در نتیجه تقاضای جهانی نفت رو به افزایش گذاشت و این افزایش تقاضای ایجاد شده به دلیل ثبات تولید نفت در كشورهای عضو اوپك تبدیل به رشد قیمت نفت شد زیرا كشورهای اوپك نمی‌توانستند ظرفیت تولید خود را بیشتر از دهه 70 میلادی افزایش دهند و باعث شد قیمت نفت بالارود و علاوه بر این مسایل بین‌المللی و سیاسی در سالهای گذشته مانند اشغال عراق نیز در مضاعف شدن رشد قیمت نفت موثر بود اما در حال حاضر روند به گونه‌ای است كه نرخ رشد اقتصادی این كشورها از سال 2007 به تدریج كمتر شده و اگر ركود اقتصادی حاكم شود كه البته در این زمینه اتفاق نظر نیست ولی احتمال زیادی وجود دارد كه محقق شود در این صورت انتطار نداریم كه قیمت نفت در این رقم‌های بالا بماند و احتمالا تا مرز 40 تا 50 دلار سقوط كند.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)