پایان مدیریت سیدِ بوشهری - 4

كارنامه یك مدیر

 

علی‌اشرف فتحی :تنها چند ماه پس از دوم خرداد 76 بود كه مدیر حوزه‌علمیه قم تغییر كرد. نارضایتی طلاب در دوره مدیریت آیت الله رضا استادی (امام جمعه موقت فعلی قم) از سویی، و فضای عمومی جامعه پس از دوم خرداد از سوی دیگر، سبب شد كه شورای عالی حوزه علمیه قم كه نهاد اصلی سیاستگذاری حوزه است، به فكر تغییر مدیریت حوزه بیفتد. شاید همین كه میلیون‌ها جوان ایرانی در دوم خرداد خاتمی را به قدرت رسانده بودند، سبب شد مدیری جوان برای حوزه انتخاب شود.
اگرچه از تابستان 76، حجت‌الاسلام و المسلمین حسینی بوشهری بود كه در عمل به جای آیت الله استادی، در جایگاه قائم مقام، حوزه را مدیریت می‌كرد، ولی انتخاب او بارقه‌ای از امید در دل طلاب ایجاد كرد كه شاید این مدیر جوان و پرتحرك بتواند سامانی به امور اداری و اجرایی حوزه دهد.
البته سنگینی فضای پس از دوم خرداد بر مسؤولیت‌های مدیر جدید می‌افزود.

 

مخالفان دولت خاتمی از حوزه انتظار داشتند كه پشتیبان تئوریك آنها باشد و با حضور مستمر در فضای سیاسی جامعه مانع دولت در اقدامات تابوشكنانه شود. بنابراین حسینی بوشهری باید در كنار اصلاح ساختار آشفته اداری حوزه، تنش‌های سیاسی و فرهنگی این سال‌های پرالتهاب را به نفع حاكمیت مدیریت می‌كرد. همچنین برخوردهای كارمندان مركز مدیریت حوزه، در زمان مدیریت پیشین، سبب نارضایتی طلاب شده بود. این مدیر جوان باید، علاوه بر اصلاح سیستم، دستی بر سر و روی كتاب‌های درسی حوزه هم می‌كشید. با آغاز تغییر در كتب درسی، فریاد اعتراضاتی بلند شد. برخی علمای بزرگ حوزه، ضمن مخالفت با تغییر كتب درسی، از نحوه تغییرات ایجاد شده هم گلایه‌مند بودند. به باور آنها این، تغییرات نه‌تنها مفید نبود، بلكه عامل افت بیشتر علمی حوزه می‌شد. البته روند تغییر كتب ادامه یافت و نویسندگان جدیدی مأمور شدند كه مدیریت حوزه را در این فرآیند یاری كنند.

همچنین حسینی بوشهری در راستای تخصصی‌تر كردن تحصیلات حوزوی گام‌هایی برداشت. هر روز مؤسسات جدیدی در رشته‌های تخصصی فقه، كلام، فلسفه،حدیث و... تأسیس می‌شد و طلاب را جذب می‌كرد. امكانات ویژه‌ای كه این مؤسسات به طلاب ارائه می‌كردند و نیز مدارك و مدارجی كه می‌دادند، سبب اقبال طلاب مستعد می‌شد. تا جایی كه درس‌های رسمی فقه و اصول كم رونق‌تر شد كه اعتراضاتی به همراه داشت. البته مدیریت حوزه نتوانست به خوبی از عهده اداره ابتكارات خود برآید و همین امر به نارضایتی و یأس دانش پژوهان این مؤسسات نیز دامن زد.

در دوره حسینی بوشهری، دولت خاتمی نیز حمایت‌های مالی خود را از حوزه گسترش داد و مدیران حوزه را یاری كرد تا نسبت به ایجاد مدارس جدید و بهبود امكانات اقدام كنند. در این دهه، نظام آموزشی حوزه بین سیستم ترمی واحدی، سالی واحدی و ثلثی در نوسان بود. هماهنگی حوزه‌های شهرستان‌ها با قم بیشتر شد و از این جهت، طلاب شهرستان‌ها رضایت‌مندی بیشتری پیدا كردند. مركز مشاوره‌ای برای طلاب و خانواده آنها ایجاد شد كه، با وجود همه كاستی هایش، تا حدودی به مشكلات مراجعه‌كنندگان رسیدگی می‌كرد. امكانات رفاهی طلاب بیشتر و سامان یافته‌تر شد و تلاش زیاد و قابل ستایشی برای اصلاح سیستم اعطای شهریه به طلاب صورت گرفت. هرچند هنوز هم روند وقت گیر توزیع شهریه به طور كامل اصلاح نشده و نیاز به همكاری نهادهای قدرتمندتر دارد. یكی دیگر از اقدامات پسندیده این دوره ضابطه‌مند كردن ملبس شدن طلاب به لباس روحانیت بود.

 

با همه اینها، مدیریت حوزه در پاسخ‌گویی به بسیاری از نیازهای حوزه و جامعه با مشكلاتی روبه‌رو بود. رهبری نیز چندین بار خواهان مدیریت فردی شده بود كه هم شایستگی علمی بالایی داشته باشد و هم برای این مسؤولیت وقت كافی اختصاص دهد. اما حسینی بوشهری علاوه بر پست مدیریت حوزه، به سفرهای تبلیغی می‌رفت و درس و بحثش هم با قوت تمام برقرار بود. مدیران تحت نظر او چندان تغییر خاصی نكردند و تقریباً در این دهه افراد ثابتی در این مركز حضور داشتند؛ افرادی كه نوع برخورد و توان مدیریتی‌شان بارها آزموده شده بود. استفاده از برخی نیروهای خوشنام و خوش‌فكر نیز سودی نداشت؛ زیرا اگرچه آنها با شعار اصلاح كاستی‌ها به میدان آمدند، ولی در سیستم ناكارآمد موجود هضم شدند و نظام حوزه روزبه‌روز، در جلوگیری از افت علمی طلاب، با مشكلاتی روبه‌رو می‌شد و انقطاع مدیریت و شورای عالی از بدنه حوزه، مانع از تغییرات اساسی و بنیادین بود. در چنین سیستمی، طلاب مستعد نیز متضرر می‌شدند و فقدان ابتكار و تدبیر به شدت بر مشكلات می‌افزود. 

شاید تنها كاری كه مدیریت حسینی بوشهری به خوبی از پس آن برآمد، جلوگیری از عقبگرد بیشتر حوزه و ثابت نگه داشتن آن در وضع فعلی بود. ولی تحول قابل اعتنایی رخ نداد. شاید یكی از مهم‌ترین ضعف‌ها و اشتباهات این دوره سیاست‌زدگی حوزه بود. حسینی بوشهری هم در فضای ملتهب پس از دوم خرداد به صحنه آمد و تمام تلاش خود را برای به میدان آوردن طلاب در دفاع از منتقدان دولت به كار گرفت و بارها حوزه را در اعتراض به عملكرد خاتمی تعطیل كرد. به‌گونه‌ای كه بعدها این مسئله با نگرانی مراجع تقلید مواجه شد و مرحوم آیت‌الله‌العظمی فاضل لنكرانی، كه پرنفوذترین مرجع تقلید هوادار نظام بود، نسبت به وابستگی بیشتر حوزه به حكومت ابراز نگرانی كرد.

 

سیاسی‌تر شدن حوزه تنها به افت علمی طلاب دامن زد و نتوانست به افزایش آگاهی سیاسی طلاب یاری رساند. با وجود این، اكنون كه آیت الله مقتدایی جانشین حسینی بوشهری شده است، اگرچه مجتهد با سابقه‌تری بر مسند امر تكیه می‌زند، ولی تا تغییرات اساسی‌تری صورت نگیرد، مدیران امتحان پس داده‌ای چون آقای مقتدایی هم قادر به رتق و فتق امور نخواهند بود. شاید از همین رو است كه انتصاب مدیر جدید واكنش چندانی در میان طلاب نداشت و بدنه حوزه با جدیت به این مسئله توجه نكرد.

 
 
لینک یکتا: http://shahrvandemrouz.com/content/3260/default.aspx