چرا بازگویی خاطرات گذشته، مصائب فراوان به همراه می‌آورد؟

تاریخ شفاهی: صحرای محشر

 

عمادالدین باقی :ما در سطحی از رشد فرهنگی قرار داریم كه انتشار خاطرات، ارتعاشاتی را به همراه دارد و رنجش برخی را بر می‌انگیزد اما چاره چیست؟ از علل و دلایلی چون كاهلی افراد یا عدم درك اهمیت خاطره‌نگاری یا فقدان فرهنگ خاطره‌نویسی كه بگذریم شاید یكی از عواملی كه ما را از ادبیات غنی نهفته در سینه‌ها و ثبت خاطره‌ها و انتشار آن همواره محروم ساخته است همین عامل یعنی بیم از رنجش‌ها و واكنش‌ها بوده است.

 

برای مثال بیست سال پیش خبری درباره فردی در دفتر خاطرات آمده كه در آن هنگام یك نماینده مجلس و یك فعال سیاسی بوده و متناسب با شأن و وزن اجتماعی‌اش در همان زمان خبر و خاطره‌ای نقل شده است. اگر همان روز این جملات گفته می‌شد بسیار عادی بود و رنجش او را بر نمی‌انگیخت اما امروز او به كسوت مرجعیت درآمده و شأنی دیگر یافته است و یاد كرد آن روزها را نوعی تقلیل و تنزل شأن خویش تلقی خواهد كرد؛ حال آنكه می‌دانیم هیچ كس از كودكی بزرگ نبوده است و ادوار مختلفی را پیموده و شأن دیروز و امروزش یكسان نیست.

 

اما همین سخن بدیهی در عالم شئونات و منزلت‌ها پذیرفته نیست و بسیاری بزرگان حاضر نیستند رفتارهای گذشته را كه دون شأن امروز ولی همسنگ‌ شأن دیروزشان بوده است بازگو كنند. گویی از اول همین وزن و شأن را داشته‌اند.
نكته دیگر «فراموشی»‌هاست. واقعیت این است كه نویسندگان خاطرات هم هنگامی كه پس از 15-10 سال آنها را به منظور حروفچینی و تنظیم، بازخوانی می‌كنند درمی‌یابند كه بسیاری از مطالب و جزئیات برایشان تازگی دارد و اگر دوباره بر دفتر خاطرات نمی‌خواندند هیچگاه آنها را به یاد نمی‌آوردند و تنها كلیاتی را در ذهن داشتند. بنابراین ممكن است همین فراموشی‌ها از نظر برخی افراد دلیل برنادرستی اصل خبر قلمداد شود.

 

فراموش نمی‌كنم كه درباره خاطره‌ای اختلاف شد. آقای عطریانفر از جلسه‌ای سخن می‌گفت كه تعدادی از دوستان در آن شركت داشتند و آقای عبدالله نوری مطلقا وجود چنین جلسه‌ای را انكار می‌كرد و می‌گفت آقای عطریانفر آن را با جلسه دیگری اشتباه گرفته است. اما اگر خاطرات در زمان وقوع رخدادها نوشته شوند دقیق‌تر و قابل اتكاتر خواهند بود به شرط آنكه سال‌ها بعد كه انتشار می‌یابند مطابق ذائقه روز بازسازی نشوند و بدون دستكاری عرضه گردند.

 

مشكل دیگر این است كه ما هر گاه آنچه را در گذشته باور داشته یا عمل كرده‌ایم و در آن هنگام درست می‌پنداشتیم پس از سال‌ها كه واقعیت‌ها آشكار و داوری‌ها دگرگون شده‌اند اگر بازگو كردنش به زیان‌مان باشد بر نمی‌تابیم و انكار می‌ورزیم یا توجیه و تأویل می‌كنیم و اگر به سودمان باشد با غرور سربلند می‌كنیم و بادی در غبغب می‌اندازیم كه این از عمق ذكاوت‌مان بوده است كه سال‌ها پیش درست گفتار یا درست كردار بوده‌ایم یا آنچه دیگران در آینه ندیده‌اند در خشت خام دیده‌ایم. اگر باور داشته باشیم كه همه چیز بی‌كم و كاست در دفتر اعمال ما نزد پرورگار مضبوط است و دفتر خاطرات و گفته‌های ما با آن ترازو سنجیده خواهد شد و در جایی دیگر باید پاسخگو باشیم شاید درست گفتارتر شویم.

در هر صورت هیچ خاطره‌ای را نمی‌توان و نباید كلام آخر و سخن معیار پنداشت. باید آن را با قرائن و ادله و اسناد دیگر و خاطرات رقیب و مكمل تطبیق و سنجش كرد تا از تضارب آنان بلكه به حقیقت دست یافت. نكته دیگر اینكه محتمل است راوی یك خاطره تصوری درباره یك موضوع یا نقش خود در واقعه‌ای داشته باشد كه چندان مطابق با واقع نباشد اما او تصور خود را می‌نگارد زیرا محور اصلی در خاطره‌ها، خود راوی است و او جهانی را كه از چشم خویش می‌نگرد نقاشی می‌كند. می‌دانم كه برخی افراد محتمل است مطالب منتسب به خویش را تكذیب كرده یا نادرست بخوانند و این طبیعت خاطره‌نویسی است.

 

نمی‌توان خاطره‌هایی نوشت كه همه را خوش آید و هیچ كس منكر هیچ سخنی نگردد. انكارها نیز ناشی از سوءنیت نیست ممكن است برخی به سبب نشستن گرد و غبار فراموشی بر خاطره خویش آن را انكار ورزند چنانكه اگر نگارنده نیز بسیاری از سخنان را ننوشته بود خود نیز آنها را فراموش كرده بود. برخی هم به خاطر اینكه خبری به ذائقه یا طبع آنان خوشایند نیست انكار می‌ورزند. در این قبیل روایت‌های تاریخی گاهی شاهد و گاهی مستندی در كار است اما غالبا سندی وجود ندارد جز صداقت نگارنده‌اش. مزیت خاطرات روزنوشت در این است كه روایت‌ها با فاصله‌گیری زیاد و مانند برخی خاطرات یا فاصله‌گیری‌های چندساله نوشته نشده كه اسیر فراموشی، عدم دقت یا اشتباه جابجایی خاطره‌ها و آدم‌ها در ذهن راوی شود بلكه یا روزنوشت بوده یا اینكه گاهی با فاصله یك یا چند روز تحریر شده‌اند.

تاریخ ما تاریخ سانسور و بریدن بوده است و به قول یكی از نویسندگان «حذف بریده‌هایی از تاریخ برای بازنویسی برجسته‌تر بریده‌هایی دیگر... وقتی شیوه عمل بازنویسان تاریخ بر بریدن است، مهمترین جنبه مبارزه با حذف تمامیت‌خواهانه رقیب، ثبت بریده‌های حذف شده است.»1 نویسندگان یادداشت‌های روزانه كاری جز سعی در ثبت بریده‌هایی كه دیده و ثبت نمی‌شوند یا در خاطره افراد می‌مانند و رنگ می‌بازند و از تاریخ محو می‌شوند و تاریخ را به همان بریده‌های ثبت‌شده تقلیل می‌دهند انجام نمی‌دهند. تاریخ مانند صحرای محشر است. آدم‌ها را چنانكه بوده‌اند نمایش می‌دهد. هر كس هر چه می‌داند درباره دیگران می‌گوید و می‌نویسد.

 

انسان‌های خوب و بد بهتر شناخته می‌شوند. خیلی‌ها از اینكه در محشر قرار گیرند می‌گریزند اما اگر این قیامت كوچك را در همین سرای تجربه كنیم در قیامت بزرگ، سرافراز می‌شویم. هنگامی كه به گذشته باز می‌گردم نه اینكه دیگران از عریان شدن گذشته بیم دارند خود نیز گاهی به وحشت می‌افتم و از بازگویی تاریخ بیمناك می‌شوم زیرا می‌دانم همه را می‌رنجاند و دوست و دشمن امروز سر به شورش بر می‌دارند هر چند شاید در وجدان عمومی مطلوب افتد. حیرانم از اینكه می‌دانم ما هنوز ظرفیت شنیدن خطاهای خویش را نداریم، از اینكه ما دچار فراموشی می‌شویم و حتی خود نیز بسیاری از آنچه را در روزهای واقعه نوشته‌ام اگر ثبت نمی‌كردم امروز به خاطر نداشتم چه رسد به آنان كه درباره‌شان نوشته‌ام خصوصا اگر به زیان‌شان باشد.

 

همین دغدغه‌هاست كه انسان را به سپردن تاریخ امروز و نگارش آن به فردا تحریص می‌كند یعنی به نسلی كه كمتر بر می‌آشوبد چون خودش در معرض و محشر نیست، اما چرا با تداوم این منش و روحیه همواره از اینكه هر نسلی از تجربه خویش بهره جوید محروم می‌شویم؟ چرا به جای سپردن سخن‌ها به آینده، ظرفیت خویش را توسعه ندهیم؟

واقعیت این است كه امروز بزرگ‌ترین مشكل ما و راز تكرار خطاهایمان این است كه از تاریخ دیروز خویش گسسته‌ایم و هیچ جمع‌بندی نداریم. اگر گذاشته بودند تاریخ جنگ 8 ساله و بحث و نقدهای مربوط به آن را آزادانه بگوییم و تلخی‌ها و شیرینی‌‌هایش را با هم بازگو كنیم یقینا امروز در عرصه جهانی رفتار دیگری داشتیم. اگر می‌توانستیم تجربه دو دهه پیش را آزادانه بازخوانی كنیم امروز بلاتردید با پختگی و درایت و صحت بسیار افزون‌تری عمل می‌كردیم، مردم نیز می‌دانستند چه كنند. 

پی‌نوشت:

1ـ مدیا كاشیگر، یادآوری و فراموشی: بحثی در حافظه تاریخی.

 
 


نظرات بازدیدکنندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
    

 
نرم افزار: ناشر نشریات شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)