سید مرتضی ابطحی :با اینكه حوزه علمیه لبنان از لحاظ میزان اثرگذاری علمی هیچگاه به پای حوزههای ایران و عراق نرسیده است، امّا از گذشته تا امروز برخی از علمای لبنانی توانستهاند جایگاه خود را در حركت علمی-سیاسی شیعه تثبیت كنند و علاوه بر حضور در وادی فكری جهان تشیّع تأثیرات سیاسی مهمّی نیز برجای گذارند. بنابر برخی روایات تاریخی، ورود تشیّع به لبنان با نام ابوذر غفاری، صحابی بزرگ پیامبر و یار تبعیدی امام علی(ع) گره خورده است. خلیفه سوم كه تحمّل انتقادات گزنده وی را نداشت، او را به شام تبعید كرد، امّا معاویه نیز تاب وی را نیاورد و او را روانه یكی از روستاهای جبل عامل كرد كه این امر، آغازی بر گسترش تشیّع در لبنان شد.
جبل عامل كه منطقهای كوهستانی و مرزی بین سوریه و فلسطین اشغالی است و از لحاظ منابع مالی هم اهمیت خاصّی نداشته تا جلب توجّه كند، فضای آرامتری را برای شیعیان به وجود آورد تا بهرغم فشارها و كارشكنی حكومتهایی كه سنّی مذهب بودند، بتوانند به حیات خود ادامه دهند. شیعه در لبنان آرامآرام به رشد خود ادامه داد. متأسفانه بخش عظیمی از اطلاعات حیاتی شیعیان لبنانی در حمله عثمانیها در قرن 11 از بین رفته است. امّا در هر صورت حیات فكری لبنان با ظهور علمایی همچون شهید اوّل در قرن هشتم كه یكی از استوانههای فقه شیعه به شمار میآید و كتاب لمعه وی هنوز هم یكی از متون اصلی فقهی شیعه است، جان تازهای گرفت.
شهید اوّل كه بار علمی خود را در حوزه نجف بسته بود، با ورود به لبنان حیات تازهای به حوزههای علمیه منطقه جبل عامل داد. نفوذ فكری و تأثیر اجتماعی وی به گونهای شد كه حاكمان سنّیمذهب وقت، تاب وی را نیاورده و به دستور حاكم شرع، او را اعدام كردند. پس از وی حوزه علمیه لبنان قدرت پیش را از دست داد، امّا با توجه به اطلاعات به دست آمده براساس سنّت اجازه روایت در بین عالمان دین، میتوان گفت حیات فكری در این كشور قطع نشد. اوج قدرت حوزه فكری لبنان، پس از شهید اوّل در زمان شهید ثانی(قرن10) بود. شهید ثانی كه در فقه و اصول یكی از عالمان مطرح در زمان خویش محسوب میشد، توانست فقه شیعه را بر مبنای كتاب لمعه شهید اوّل پیش ببرد.
شرح لمعه شهید ثانی، هنوز هم از كتب درسی حوزههای علمیه به شمار میآید. در اقلّیت بودن شیعیان لبنان از یك سو و بروز اغتشاشات فرقهای و فشار حاكمان عثمانی از سوی دیگر، ریسك زندگی برای عالمان شیعه این منطقه را بالا میبرد. دادن لقب شهید به دو عالم مطرح لبنانی، نشانگر وجود همین فشارها بر عالمان و شیعیان لبنان است. بهرغم وجود حوزه عراق كه مرجع اصلی دینی شیعیان بود وجوهات شرعی كه محلّ درآمد اصلی طلاب محسوب میشود، كمتر به لبنان میآمد و از همین منظر، حوزه و عالمان آن، همیشه با مشكلات مادّی روبرو بودند.
اگرچه شهید اوّل دعوت ایرانیان به این كشور را نپذیرفت، امّا عالمان لبنانی از قرن 10 به ایران آمدند تا علاوه بر مشروعیتبخشی به حكومت تازهتأسیس شیعه صفوی، خلأ فكری آنرا نیز پر كنند. همین مساله باعث ایجاد پیوند فكری میان حوزه ایران و لبنان شد. شرایط خاص زندگی در لبنان، و فضای متكثّر فرهنگی این كشور باعث آن شده تا حوزه علمیه این كشور شكلی خاصّ به خود بگیرد. لبنان، كشور فرهنگهای مختلف است و از همین منظر حوزههای علمیه آن، تحمّل و مدارای بیشتری را نسبت به حوزه نجف كه جایگاه اجتماعی تثبیتشدهای دارند، از خود نشان میدهند و عالمان مطرح حوزه علمیه لبنان چارهای جز تبادل فرهنگی با دیگران نمیدیدند.
حضور علمای برجسته شیعه لبنانی در ایران مانند محقق كركی، شیخ حرّ عاملی و شیخ بهایی از آغازین سالهای به قدرت رسیدن سلسله صفویه از نتایج همین تبادل فرهنگی است كه تأثیرات عمیقی بر نظام فكری و سیاسی ایران گذاشت. متد اجتهادی محقق كركی هنوز هم مورد توجّه علمای شیعه است و نیز هیچ فقیهی نیست كه بدون استناد به «وسائلالشیعه» شیخ حرّ عاملی به اجتهاد بپردازد. حوزه لبنان تنها به فقه و اصول نمیپرداخت و ادبیات و شعر نیز در این حوزه رواج داشت. براساس تحقیقات علامه امینی در كتاب الغدیر، یكچهارم ادیبان روایتگر غدیر در قرون 10 تا 12 را عالمان جبل عامل لبنان تشكیل میدادند.
لبنان كه پایتختش به عروس خاورمیانه شهرت داشت، در قرون معاصر مورد توجّه قدرتهای استعمارگر قرار گرفت. قرابت این كشور با فلسطین و مساله اشغال آن توسط اسرائیلیها نیز علّت دیگری شد تا بهرغم رسیدن به نوعی همزیستی مسالمتآمیز در میان فرقههای مختلف لبنانی و گروههای سیاسی، این كشور در معرض خطرات جدّی خارجی قرار گیرد. وجه غالب حوزه علمیه لبنان در این زمان را میتوان حضور در حركتهای اجتماعی و سیاسی دانست.
عالمان شیعی مانند سید محسن امین (1284) و سید عبدالحسین شرفالدّین از عالمان شاخص حوزه لبنان بودند و علاوه بر اثرگذاری بر فضای زندگی شیعیان لبنانی به تغییر جوّ سیاسی علیه استعمار فرانسه و مساله فلسطین، به كلّ لبنان كمك شایانی كردند. با این حال حوزه علمیه لبنان ارتباطش را با ایران قطع نكرد. در عین آنكه روشنفكران ایرانی مانند علی شریعتی مشی مجتهدان لبنانی مانند شرفالدّین و سید محسن امین را میستودند، علمای لبنان مانند شیخ محمّد جواد مغنیه به روحانیون و روشنفكران انقلابی ایران خوراك فكری میدادند. همچنین به وصیّت شرف الدّین، سید موسی صدر به لبنان رفت تا ادامهدهنده راه شرفالّدین باشد.
امّا مخالفان از قدرت گرفتن این روحانی شیعه هراسیدند و چارهای جز حذف وی نداشتند. شاید همین برخوردها بود كه به رادیكالتر شدن فضای حاكم بر حوزههای علمیه لبنان كمك كرد. از سویی، سران حزب الله لبنان را شاگردان محمد حسن فضل الله، عالم دیگر مطرح در زمانه ما تشكیل میدهند. سید حسن نصرالله، روحانی لبنانی رهبر حزب الله اگر چه شاگرد وی نیست، امّا قدرتگیری حزب الله لبنان میتواند راه را برای اتّصال حوزه علمیه لبنان و روحانیون این منطقه با قدرت سیاسی بگشاید.