علی اشرف فتحی :شاید نتوان حوزه علمیه مشهد را مكتب متفاوتی دانست، اما حوزه این شهر در روزگار ما به مخالفت با فلسفه اسلامیشهره شده و برخی دانشآموختگان آن، عنوان «مكتب تفكیك» را بر آن نهادهاند تا نشان دهند كه علاقهای به دخالت دادن آموزههای فلسفی در دین شناسی خود ندارند. عالمان این مكتب به گونهای در اعتقادات خود راسخند تا آنجا كه به احترام حفظ وحدت عمومی حوزه مشهد و حاكمیت دینی، امامخمینی از ادامه درس تفسیر خویش كه در قالب برنامه «با قرآن در صحنه» در سال 1358 از تلویزیون پخش میشد، امتناع كردند.
یا در دهه هفتاد شمسی با حضور دائمییك فیلسوف دیگر حوزه علمیه قم (آیت الله جوادی آملی) در مشهد برای زعامت حوزه علمیه این شهر مخالفت كنند. دلگیری مشهدیها از فلسفه به حدی بوده كه صمیمیت و دوستی مرحوم آیتالله شیخ مجتبی قزوینی از چهرههای بارز مكتب تفكیك با امام خمینی (از استادان بنام فلسفه در قم) سبب حیرت برخی استادان حوزه شده بود.
با این حال حوزه مشهد در طول تاریخ خود چندان تحركی نداشته است. بهرغم وجود حرم امام رضا(ع) در این شهر كه مقدسترین مكان مذهبی ایران شمرده میشود، شهر مشهد شهری فقهمدار نبوده است. اگرچه در برخی اعصار، این شهر دورههای درخشان علمیرا تجربه كرده است، اما این فقط مشهد نبوده كه چنین دورههایی را گذرانده است، شهرهای دیگری همچون اصفهان، زنجان و تبریز حوزههای علمیه فعالتری داشتهاند.
شهری كه در قرن پنجم هجری شیخ طوسی را در خود پرورش داده و او را راهی عراق كرده تا بنیانگذار حوزه علمیه نجف باشد، خود به دلیل موقعیت حساس و استراتژیكش جولانگاه جدالهای فراوان اقوام و گروههای قومیو مذهبی شده و از همین رو نتوانست مكان آرامیبرای طالبان علوم دینی باشد. خراسان از نخستین قربانیان حملات مرگباری چون حمله چنگیز و تیمور بوده است. از سوی دیگر به دلیل غلبه جمعیتی اهل سنت در این منطقه و نیز حكمرانی سنیها، حوزه علمیه این شهر نتوانست بال و پر بگیرد. با قدرتیافتن شیعیان صفوی، شهر مشهد تا حدودی برای علمای شیعه امن شد و حضور شیخ حر عاملی كه از بزرگترین علما و محدثین شیعه بوده و در عصر صفویان از لبنان به ایران آمد و مقیم مشهد شد، تا مدتی به حوزه شیعی این دیار رونق داد. در قرن اخیر بار دیگر رونق كوتاهمدتی به حوزه مشهد داده شد.
دروس فلسفه و ادبیات عرب رواج یافت و حضور برخی از مراجع تقلید شیعه همچون آیتالله حاج آقا حسین قمی، آیتالله سید یونس اردبیلی و آیت الله سیدهادی میلانی در این شهر به دروس فقه و اصول نیز رواج نسبی بخشید. فعالیت انجمن حجتیه نیز از سوی یك روحانی مشهدی منتقد فلسفه به نام شیخ محمود حلبی آغاز شد. با ظهور مكتب فقهای امامیه در دهه چهل شمسی از سوی آیت الله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردانش، بازار داغ دروس فلسفی هم فروكش كرد و سالهاست كه حوزه مشهد به تبحر در ادبیات عرب اكتفا كرده است.
مكتب تفكیك كه از سوی استاد محمد رضا حكیمی(یكی از شاگردان میرزای اصفهانی) بدین نام ملقب شده، بدون آنكه فلسفه را نفی كند، خواهان آمیخته نشدن دینشناسی با آموزههای فلسفی است. بسیاری از بزرگان این مكتب، از استادان بنام و مهم فلسفه بودهاند. پیروان مكتب تفكیك اكنون چند سالی است درصدد حضور در فضای حوزه علمیه قم و قانع كردن طلاب آن به یافتههای فكری خود هستند.
چندی پیش آیت الله خامنهای كه خود از شاخصترین دانشآموختگان حوزه مشهد بوده و نزد برخی از بزرگان مكتب تفكیك همچون شیخهاشم قزوینی و شیخ مجتبی قزوینی تحصیل كرده است، نسبت به زمزمههای تضعیف فلسفه در قم هشدار داد و خواهان توجه بیشتر طلاب قم به یادگیری منطق و فلسفه شد. با این حال تفكیكیون به تلاش خود در قم ادامه میدهند و توانستهاند طیفی از طلاب جوان را هم جذب كنند.
البته در شهر مشهد هم چندان فضای یكدستی حاكم نیست. سید جلال الدین آشتیانی كه از مهمترین استادان معاصر فلسفه بود، سالهای متمادی در این شهر به تدریس و تحقیق پرداخت. همچنین در غیاب مراجع تقلید نامداری چون حضرات آیات میلانی، قمیو عبدالله شیرازی، اكنون آیت الله عزالدین زنجانی در این شهر بر كرسی تدریس نشسته است. وی از مهمترین و نزدیكترین شاگردان درس فلسفه علامه طباطبایی بوده و تسلط فراوانی بر این علم دارد و با پیروان مكتب تفكیك همسو نیست. حوزه مشهد نیز اگرچه جدای از حوزه قم مدیریت میشود، ولی همچنان در حاشیه است و طلاب آن همچون گذشته برای سطوح عالی به قم میآیند.