پرویز گیلانی: پول هنگفت داشتن، این روزها دردسرهای زیادی دارد. فرض كنید پدرتان صدایتان كند و سهم شما را از ارث بدهد. به طور مثال، با فروش یك قطعه زمین درفرماینه، مبلغ 500 میلیون تومان به شما ببخشد. شما جوانی هستید كه تا سن سیسالگی درس خواندهاید. اتفاقا اقتصاد هم خواندهاید و با زیروبم آن آشنایی دارید. اولین گزینه را سپردهگذاری در بانكها میدانید به این دلیل كه ریسك ندارد. نیاز به تحلیلگری نیست ومیتوانید تا زمانی كه بهترین گزینه را انتخاب نكردهاید، پولتان را بدهید بانكها برایتان نگه دارند.
نگاه میكنید به تازهترین اخبار اقتصادی. در جایی میخوانید كه بانك مركزی مصوبه جدیدی ابلاغ كرده است كه براساس آن، سپردههای مختلف بانكی از نظر زمانی، تقسیمبندی شدهاند. بانكها ازاین به بعد، براساس این مصوبه، به سپردهای كوتاهمدت عادی (حداقل 3 ماه) حداكثر 9 درصد سود میدهند. حداكثر سودی كه قرار است به سپردههای با سررسید یك ساله بدهند، 15 درصد است كه این رقم، برای سپردههای با سررسید دوساله حداكثر 16 درصد خواهد بود. سپردههای سه ساله، چهارساله و پنجساله هم به ترتیب،17، 18و19 درصد سود خواهند داشت. من كه فكر نمیكنم دراین شرایط، كسی سراغ سپردهگذاری یك سال به بالا برود. به چه دلیل؟ به این دلیل كه نمیدانیم فردا قرار است چه اتفاقی دركشور بیفتد.
از فردا وفرداها خبر نداریم. اینگونه نیست كه برنامهریزی كنیم وفردا همه چیز دست به دست هم بدهد كه برنامهریزیهای كلان اقتصادی به خوبی محقق شود. واقعا هیچ كدام از ما نمیدانیم فردا قرار است درعرصههای سیاسی واقتصادی چه اتفاقی بیفتد. یك سال دیگر موعد انتخابات ریاست جمهوری میرسد وممكن است دو اتفاق كلی بیفتد. یا آقای احمدینژاد مجددا انتخاب خواهد شد كه دراین صورت باید ادامه وضع كنونی را انتظار داشت، یا ممكن است احمدینژاد انتخاب نشود كه دراین صورت باید منتظر تحولات زیادی در همه زمینهها بود.
درهرشكل، تصویر آینده كشور، مبهم ونامعلوم است و به كسی اجازه نمیدهد برنامهریزی بلند مدت داشته باشد. درهمین حال به احتمال زیاد، ظرف روزهای آینده شاهد خروج پول مردم از حسابهای عادی وكوتاه مدت بانكهای خصوصی خواهیم بود. باتوجه به این كه ظرف سالهای گذشته، حجم وسیعی از پول مردم از بانكهای دولتی به حسابهای كوتاه مدت بانكهای خصوصی مهاجرت كرد، بانك مركزی تصمیم گرفت از سود سپردهای كوتاهمدت بانكهای خصوصی كم كند. براساس مصوبه جدید، سود سپردههای كوتاهمدت، 9 درصد است.
فكر میكنید این سیاست چه تاثیری بر اقتصاد كشور خواهد داشت؟ من فكر میكنم باعث خروج پول از حسابهای كوتاهمدت شده ودر زمانی كوتاه به واسطهگری در بازارهای خودرو، سكه وطلا ونظیر اینها دامن خواهد زد. موضوع مهم این است كه به دلیل ابهام در وضعیت آینده اقتصاد كشور، هیچكس ریسك سپردهگذاری در حسابهای بلندمدت را نخواهد داشت. دومین گزینهای كه برای سرمایهگذاری پیش رو دارید، بورس است به این دلیل كه همه دنیا، آن را یك نوع سرمایهگذاری كلاسیك میدانند. اولین كاری كه میكنید این است كه به شاخصها نگاه میكنید وبه میزان بازدهی متوسط بازار. وقتی میبینید نرخ تورم 27 درصد است ومیزان بازدهی بورس،30 درصد، فعلا گزینه بورس را خط میزنید. با خودتان میگویید مگر (...) هستم كه برای سه درصد سود، پولم را وارد دریای خطر كنم؟
سومین كار این است كه شما هم مثل هزاران زن ومرد ایرانی، سراغ خرید آپارتمانی در گوشهای ازشهر بروید. با 500 میلیونی كه دارید، میتوانید آپارتمانی 80 متری در فرمانیه، 90 متری در زعفرانیه،100 متری دریوسفآباد،110 متری درشهرك غرب، 120 متری در جنتآباد، 130 متری در زیباشهر،140 متری در ستارخان، 150 متری در بلوار كشاورز،160 متری درخیابان فلسطین،170 متری در امیریه و180 متری در خیابان مختاری بخرید.
گزینه مسكن برای شما جدیتر است به این دلیل كه نیازچندانی به تحلیلگری وآشنایی با خطوط فیبوناجی وچنگال اندرو یا آگاهی به اصول تكنیكال ندارد. مهم این است كه همه آدمهایی كه پیش از شما خانه خریدهاند، درتمام سالهای گذشته، سود كردهاند. كاری به دیگر گزینهها ندارم ودرعین حال نمیخواهم شما را به سرمایهگذاری در مسكن تشویق كنم به خصوص این كه دولت با مصوبه جدیدی كه به زودی خبرش را منتشر خواهد كرد، قصد دارد از خرید وفروش ملك وساختمان، مالیات بگیرد كه دراین صورت فكر میكنم همین گزینه هم از میان خواهد رفت.
ضربالمثلی هست كه میگوید “ پول، دست كودنها نمیماند” . باید شكرگزار باشیم كه سیاستهای غلط، همه پولدارها را دریك ردیف قرار داده وهمه بلا استثنا، ماندهاند كه با پولشان چه كنند. به قول یكی از بچهها “همه ترس من مردن درسرزمینی است كه قیمت یك واحد آپارتمانش بیشتر از تمام داراییهای یك كارگاه بزرگ تولیدی است” ومن فكر میكنم سیاستهای مختلف دست به دست هم دادهاند كه این اتفاق بیشتر محقق شود.
روز پنجشنبه مهمان یكی از دوستانم بودم كه مدتی است در حوالی تهران، كارگاه مدرن طراحی وساخت مبل راهاندازی كرده است. او هم یكی از بدبختهای این روزگار است. برای ادامه كار و واردات مقداری چوب درخت راش ازروسیه، محتاج 300 میلیون تومان پول بود. خانه پدریاش را فروخت تا خودش و50 كارگرش بیكار نمانند. سودی كه از فروش خانه برد، معادل سه سال كار وسروكله زدن با كارگر ونمایشگاهدار بود. دعا كنید هرگز 500 میلیون تومان به ارث نبرید اگرنه برای این كه به بهترین شكل با آن سرمایهگذاری كنید، عذابی میگیرید درحد عذابی كه كنكوریها تا اعلام نتایج دانشگاه میگیرند.